محمد على آزاد كشميرى

267

نجوم السماء في تراجم العلماء ( فارسي )

110 ) الشيخ ابو طالب بن عبد اللّه بن على [ بن ] عطاء اللّه الجيلانى [ 1058 - 1127 ه . ق ] : « 1 » شيخ مزبور از احفاد شيخ تاج الدّين ابراهيم معروف به شيخ زاهد گيلانى است كه مرشد شيخ صفى الدّين اردبيلى جد سلاطين صفويه بود . بالجمله شيخ مذكور صاحب علم و فضل بود و والد ماجد شيخ محمد على متخلص به حزين بود چنان‌كه در سوانح عمرى خود آورده و گفته كه : « والد مرحوم - يعنى شيخ ابو طالب مذكور - در سن بيست‌سالگى بعد از تحصيل بسيارى از مطالب علميه نزد مولاناى فاضل ملا حسن شيخ الاسلام گيلانى به شوق ادراك صحبت فضلاى عراق به اصفهان آمده در مدرسهء استاد العلماء آقا حسين خوانسارى به استفاده مشغول شدند و فنون رياضيه در خدمت بطليموس الزمانى علامى مولانا محمد رفيع كه به رفيعاى يزدى مشهور است تكميل نموده چنان استغراقى در مطالعه و مباحثه يافتند كه محصلين را كمتر ميسر آمده باشد و تا اواخر عمر بر همان منهاج بود . جماعتى كثير از اصحاب تحصيل به بركت تربيت ايشان به مراتب عاليه رسيده‌اند و در كتابخانهء ايشان كه زياده از پنج هزار مجلد بود هيچ كتابى علمى به نظر درنيامده كه از اول تا آخر به تصحيح ايشان درنيامده باشد ، و اكثر محشى به خط ايشان بود و قريب هفتاد مجلد را كه از آن جمله تفسير بيضاوى و قاموس اللغة ، و شرح لمعه ، و تمام تهذيب حديث و امثال ذلك بود كه خود به قلم ، كتابت نموده بود . مىفرمود كه من در يك شبانه‌روزى يك‌هزار بيت و زياده نوشته‌ام . خطى بغايت شيوا و واضح داشتند . از ايشان شنيده‌ام كه مىفرمودند والد من در حيات بود كه به اصفهان آمدم و به اين سبب كه مبادا توطن اختيار كنم زياده بر قدر مصارف ضروريه به جهت من نفرستادند و آن را هم در عرض سال به چندين دفعه مىرسانيدند . لهذا آن‌قدر كه مىخواستم براى ابتياع كتاب مقدور نبود ، بسيارى را خود مىنوشتم . بعد از چندى كه والد رحلت نمود انديشهء معاودت به لاهيجان از خاطر محو شد . بالجمله در اصفهان مكانى خريده بر عمارتش افزودند و عازم سفر حجاز شده از راه شام به طواف بيت الحرام مشرف شده به بغداد بازگشتند و چندى در مشاهد متبركهء عراق بسر برده باز به اصفهان مراجعت نمودند ، و از اهالى آنجا حاجى عنايت اللّه اصفهانى كه از اتقياى كبار و ثقه بود به ايشان مؤانست پديد آمد و صبيهء خود را با ايشان تزويج نمود و اولاد منحصر در چهار پسر بود : مولود نخستين ، اين ذرهء بىمقدار است و سه برادر ديگر يكى در كودكى و دو و سه در عنفوان شباب در گذشتند . مجملا اگر در محاسن صفات و اخلاق كامل و علو همت و فطرت و قوت ايمان و كمال فضل و دانش

--> ( 1 ) . طبقات اعلام الشيعة ، ص 393 ، سوانح عمرى .